محمد ابراهيم آيتى
69
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
نه ماه و شش روز پس از « فجار » چهارم روى داد [ 1 ] و رسول خدا در شانزدهم ذى الحجّهء سال بيست و پنجم واقعهء فيل در بيست و پنج سالگى از مكّه بيرون رفت ، و چون به « بصرى » [ 2 ] رسيد « نسطور » راهب وى را ديد و « ميسره » را به پيامبرى او مژده داد ، و « ميسره » نيز در اين سفر از رسول خدا كراماتى مشاهده كرد كه او را خيره ساخت . چون به مكّه بازگشت و از آنچه از نسطور راهب شنيده و خود ديده بود خديجه را آگاه ساخت ، و خديجه هم در ازدواج با رسول خدا رغبت نمود [ 3 ] ، و در پى رسول خدا فرستاد و علاقهمندى خويش را به ازدواج با وى اظهار داشت . رسول خدا هم با عموهاى خويش مشورت كرد ، و با عموى خود « حمزة بن عبد المطّلب » نزد « خويلد بن أسد بن عبد العزّى » رفت و « خديجه » را خواستگارى كرد [ 4 ] . برخى گفتهاند كه : « خويلد » پيش از « فجار » مرده بود [ 5 ] و عموى « خديجه » « عمرو بن أسد » وى را به رسول خدا تزويج كرد [ 6 ] ، تاريخ ازدواج دو ماه و بيست و پنج
--> [ 1 ] - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 278 . بر حسب بعضى روايات أبو طالب به رسول خدا گفت : مرا مالى نيست و روزگار زندگى بر ما سخت شده است ، اكنون كه كاروانى از قريش رهسپار شام مىشود كاش تو هم نزد خديجه كه مردانى را براى تجارت مىفرستد مىرفتى و داوطلب رفتن مىشدى و او هم البته پيشنهاد تو را بيدرنگ مىپذيرفت . از اين گفتگو خديجه باخبر شد و خود پى رسول خدا فرستاد و به او گفت : من تو را دو برابر ديگران خواهم داد ، و چون به ديگران دو شتر جوان مىداد به رسول خدا چهار شتر جوان وعده داد ( الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 129 - 130 ) . [ 2 ] - به ضم باء و الف مقصوره . [ 3 ] - امتاع الاسماع ، ص 9 . التنبيه و الاشراف ، ص 197 . [ 4 ] - سيرة النبى ، ج 1 ، ص 205 . [ 5 ] - به روايت بعضى خويلد در « فجار » كشته شد ، يا هم در سال فجار مرد ( تاريخ يعقوبى ص 376 ) . [ 6 ] - واقدى همين قول را صحيح دانسته است ( الكامل ، ج 1 ، ص 25 ) . اختيار يعقوبى نيز همين است ( ترجمهء تاريخ ، ج 1 ، ص 375 ) .